آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
47
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
شترها نيز به علت گرد بودن كف پايشان قادر نيستند در راههاى پرگل و شل قدم بردارند ، زيرا ليز مىخورند و مىافتند ، به علاوه مسافت راه تا شماخى حدود بيست فرسنگ « 1 » يا مايل برآورده مىشود كه اگر از طريق كوهستان انجام مىگرفت به سبب كمى دهكدههاى سر راه دشوار مىنمود ، زيرا به كرات اتفاق افتاده است كه كاروانها « 2 » به علت كمبود هيزم و مواد سوختى در كوهستان يخ زدهاند . بنابراين مىبايست ده روز ديگر در آنجا توقف كنيم و انتظار بكشيم . حتى چند شبانهروز ، هر شب هوا سرد و برفى مىشد ولى روز بعد گرماى دلچسب آفتاب دوباره برفها را آب مىكرد با اين همه احتمال مىداديم كه تمام اين حرفها كلك و حيلهء ايرانى جماعت باشد كه از اين داستانها بسيار در چنته دارند و احتمالا مىخواستند تا آمدن دستور شاه كه چگونه از ما پذيرائى كنند و رفتارشان در مقابل ما چه گونهاى بايد باشد معطلمان كنند ، ما نيز تا اين لحظه از پول خودمان گذران كرده بوديم . همين روز بروگمان دستور داد كه چند تخته از الوارهائى را كه ايرانيان مدعى بودند شاه به قيمت گران از دوردست آورده تا از آن يك كشتى بسازند ، خرد كنند و براى ساختن قنداق توپ مورد استفاده قرار دهند . ايرانىها به اين عمل ما اعتراض كردند و گفتند چنانچه شما از بهترين تختههاى الوار استفاده كنيد ( كه ما نيز همين كار را كرده بوديم ) كشتى شاه در سال جارى ساخته نخواهد شد . از اينجا احتمال داديم كه ايرانى جماعت عنصرى است كه مال خود را در برابر رفتار نرم به كسى نمىدهد و بايد آن را با زور از چنگش درآورد . با اين همه آنان خواست خود را به كرسى نشاندند و در عوض هنگام حركت اسب كمترى در اختيار ما گذاشتند ، به طورى كه قنداقها بر زمين ماند و ما مجبور شديم عرادهءهاى توپ را بر پشت شتران حمل كنيم .
--> ( 1 ) - در اصل Farsand - بنابراين هر مايل آن زمان 7532 متر و به تخمين و تقريب يك فرسنگ بوده است - م . ( 2 ) - Karawan